قصه های بی غروب قرآن – سال سوم هفته 28

Everlasting Tales of the Quran – Volume 03 Issue 28
به روزرسانی جولای 10, 2026توسط قصه های بی غروب قرآن دسته بندی هابدون ديدگاه on قصه های بی غروب قرآن – سال سوم هفته 280 دقیقه خواندنمشاهده : 2

گام‌هایی بلند بر مدار حیا، تجلّیِ عفّت و امانت‌داری در داستان مَدین

حضرت موسی (ع) پس از ماجرای ناخواسته در مصر و برای فرار از ظلم فرعون، بدون هیچ توشه، مرکب و راهنمایی، پیاده به سمت دیار «مَدین» حرکت کرد. روزها راه رفت تا با پایی تاول‌زده و شکمی گرسنه به حوالی مَدین رسید. در کنار چاه آبی، نشست تا کمی استراحت کند.

آنجا شلوغ بود، چوپانان زیادی جمع شده بودند و با هیاهو به گوسفندان خود آب می‌دادند. امّا در گوشه‌ای خلوت‌تر، صحنه‌ای نظر موسی (ع) را جلب کرد، دو دختر جوان ایستاده بودند و با سختی فراوان تلاش می‌کردند تا گوسفندانشان را کنترل کنند تا با مردان مخلوط نشوند. قرآن کریم از این ماجرا اینگونه یاد میکند

وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا ۖ قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّىٰ يُصْدِرَ الرِّعَاءُ ۖ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ (سوره قصص، آیه ۲۳)

“و هنگامی که به آب مَدین رسید، گروهی از مردم را در آنجا دید که [چارپایان خود را] آب می‌دهند، و پشت سر آن‌ها دو زن را دید که [گوسفندانشان را] مراقبت می‌کنند [تا با گوسفندان دیگران مخلوط نشوند]. موسی به آن دو گفت: کار شما چیست؟ [چرا پیش نمی‌آیید؟] گفتند: ما [به گوسفندان خود] آب نمی‌دهیم تا چوپانان همگی بروند، و پدر ما پیرمرد سالخورده‌ای است [و توانایی این کار را ندارد].”

موسی (ع) با اینکه به ‌شدّت خسته و گرسنه بود، جلو رفت، سنگ سنگین روی چاه را بلند کرد و برای گوسفندان آن‌ها آب کشید. سپس بدون اینکه منتظر تشکر یا دستمزدی بماند، به زیر سایه درختی پناه برد و رو به آسمان کرد و گفت: “پروردگارا! من به هر خیری که برایم بفرستی، سخت نیازمندم.”

فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰ إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ (سوره قصص، آیه ۲۴)

“پس [موسی] برای آن دو [گوسفندان را] آب داد، سپس به سوی سایه بازگشت و گفت: پروردگارا! من به هر خیری که از سویت بر من بفرستی، سخت نیازمندم.”

دعوت به خانه و رعایت عفّت در رفتار

طولی نکشید که یکی از آن دو دختر با وقار و حیای خاصی به سراغ موسی آمد تا او را به خانه پدر دعوت کند تا پاداش کارش را بدهند:

فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا ۚ فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ ۖ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (سوره قصص، آیه ۲۵)

“پس یکی از آن دو زن در حالی که با نهایت حیا گام برمی‌داشت، نزد او آمد و گفت: پدرم تو را می‌خواند تا پاداش اینکه برای ما آب دادی به تو بدهد. پس چون موسی نزد او آمد و سرگذشت خود را برای او حکایت کرد، [شعیب] گفت: مترس، که از گروه ستمکاران نجات یافتی.”

وقتی موسی (ع) وارد خانه شد و داستان زندگی خود را برای شعیب تعریف کرد، شعیب به او امنیت خاطر داد. در این میان، یکی از دختران پیشنهادی هوشمندانه به پدر داد که در قرآن ثبت شده است:

“قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ ۖ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ ﴿سوره قصص، آیه ۲۶﴾

“یکی از آن دو [دختر] گفت: ای پدر! او را استخدام کن، چرا که بهترین کسی که می‌توانی استخدام کنی آن کسی است که قوی و امانت‌دار باشد.”

شعیب پرسید: دخترم، قوّت او را در آب کشیدن دیدی، امّا امانت‌داری او را چطور فهمیدی؟ دختر پاسخ داد: در مسیر که می‌آمدیم، او حاضر نشد پشت سر من حرکت کند تا مبادا چشمش به قامت من بیفتد.

حضرت شعیب وقتی این پختگی را در دخترش و آن اصالت را در موسی دید، پیشنهاد ازدواج موسی با یکی از دخترانش را مطرح کرد.

قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَىٰ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ ۖ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ ۖ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ ۚ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ (سوره قصص، آیه ۲۷)

“[شعیب] گفت: من می‌خواهم یکی از این دو دخترم را به همسری تو درآورم به این شرط که هشت سال برای من کار کنی؛ و اگر آن را به ده سال رسانی، اختیاری از سوی توست، و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم؛ ان‌شاءالله مرا از شایستگان خواهی یافت.”

حضرت شعیب به موسی پیشنهاد داد که مَهر دخترش را ۸ یا ۱۰ سال کار کردن برای او (کمک در چرای گوسفندان) قرار دهد.

موسی (ع) نیز این پیشنهاد منصفانه را که بر پایه تکریم بزرگ‌ترها و وفای به عهد بود، پذیرفت:

قَالَ ذَٰلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ ۖ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَيَّ ۖ وَاللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٌ (سوره قصص، آیه ۲۸)

“[موسی] گفت: این [قرارداد] میان من و تو باشد، هر کدام از دو مدت را که به پایان برسانم، ستمی بر من نخواهد بود؛ و خدا بر آنچه می‌گوییم نگهبان و وکیل است.”

نکات آموزشی این داستان :

درس اول : این آیه نشان می‌دهد اسلام هرگز زن را به انزوا و خانه‌نشینی دعوت نکرده است. دختران شعیب به دلیل ضرورت (کهولت سن پدر) کار اقتصادی و اجتماعی می‌کردند، امّا نکته کلیدی در نحوه حضور آن‌هاست. آن‌ها ترجیح می‌دادند زیر آفتاب معطل شوند، امّا وارد شلوغی و اختلاط غیرضروری با مردان نشوند. حیا در جامعه امروز نیز به معنای ترک دانشگاه یا محیط کار نیست، بلکه به معنای ایجاد یک “سپر شخصیتی” و “رفتاری حرفه‌ای” است که مانع از تعرّض یا بی‌احترامی دیگران می‌شود.

درس دوم: رمزگشایی از واژه “تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ”

در پاسخ به کسانی که استدلال می‌کنند “حیا و عفّت یک امر باطنی و رفتاری است و حجاب ظاهری صرفاً موضوعی فرهنگی و قابل تغییر است”، این آیه یک پاسخ کلیدی دارد:

  • تجسّد عفت در ظاهر: قرآن نمی‌گوید آن دختر با “نیّت پاک” آمد، بلکه می‌فرماید او “با حیا راه می‌رفت”. یعنی حیا آن‌قدر عینی، ملموس و ظاهری است که حتی در نحوه راه رفتن و پوشش او تجسّد یافته است. ظاهر و باطن انسان از هم جدا نیستند، ظاهر سرریز باطن است و باطن محافظ ظاهر.
  • خلط میان اصل حکم و ساختار فرهنگی: اصلِ حدود پوشش در قرآن (مانند آیات سوره نور و احزاب) یک حکم ثابت شرعی و فرامکانی برای حفظ عاملیّت انسانی زن است تا در اجتماع به جای “جذابیّت فیزیکی”، بر اساس “تخصّص و اندیشه‌اش” شناخته شود. البته شکل، رنگ و نحوه لباس پوشیدن می‌تواند متناسب با فرهنگ‌ها و اقلیم‌های مختلف تغییر کند، امّا اصل وجوب پوشش، حصاری ابدی برای حفظ آن حیای باطنی است. نفی حجاب ظاهری به بهانه داشتن حیای درونی، مانند این است که کسی بگوید من به قانون احترام می‌گذارم امّا پشت چراغ قرمز نمی‌ایستم!

در ادامه مسیر، حضرت موسی (ع) نیز بالاترین سطح عفّت را نشان داد. روایات می‌گویند او به دختر فرمود: “من جلو می‌روم و تو از پشت سر، راه را نشان بده، چرا که ما خاندانی هستیم که به پشت سر زنان نگاه نمی‌کنیم.” این یعنی تولید امنیت روانی برای زنان در فضای جامعه”.

درس سوم : این آیه، اصیل‌ترین معیارها را برای یک مرد (چه برای کار و چه برای همسری) معرفی می‌کند:

  • قُوَّت (کارآمدی): داشتن توانایی جسمی، تخصّص، اراده و قدرت اداره زندگی.
  • امانت‌داری (پاکدامنی و اخلاق): چشم‌پاک بودن، قابل اعتماد بودن و داشتن تقوای الهی.

امروز بزرگ‌ترین آسیب‌ها زمانی رخ می‌دهد که این دو از هم جدا شوند، متخصّصِ بی‌تعهد (قویِ بدون امانت) دست به اختلاس و خیانت می‌زند، و متعهدِ بی‌تخصّص (امینِ بدون قدرت) با ناکارآمدی به سیستم آسیب می‌زند. همچنین در معیار ازدواج، این آیه به جوانان می‌آموزد که به جای تکیه بر ثروت‌های بادآورده، باید روی “جوهرِ برتر” یعنی تخصّص و پاکدامنی سرمایه‌گذاری کرد.

درس چهارم : این داستان، اهمیّت تکریم پدر و خانواده را نشان می‌دهد. موسی (ع) به عنوان یک پیامبر آینده، سال‌ها با کمال تواضع و وفاداری به عهد، به پدرزنش (که پیامبر خدا و پیرمردی فرتوت بود) خدمت کرد. این رابطه، بر پایه احترام متقابل، درک شرایط سالمندان و کمک به کانون خانواده شکل گرفت.

درس پنجم : موسی (ع) به عنوان یک پناهنده بدون مال و مسکن وارد مَدین شد، امّا به دلیل داشتن قوّت و امانت‌داری، و در سایه حیا، عفّت و تکریم خانواده، برکت به زندگی‌اش سرازیر شد، صاحب همسر، مسکن، شغل و در نهایت رسالت بزرگ الهی گردید. این داستان به جامعه امروز اثبات می‌کند که تقوای الهی و حفظ حریم‌های اخلاقی (چه در ظاهر و چه در باطن)، بن‌بست‌های زندگی را می‌شکند.

خلاصه و نتیجه‌گیری:

داستان موسی و دختران شعیب به ما می‌آموزد که:

۱- حیا محدودیت نیست، بلکه مصونیّت و وقاری است که روابط زن و مرد را در جامعه سالم نگه می‌دارد.

۲- در انتخاب همسر، به جای معیارهای ظاهری و مادّی، باید به پاکدامنی (امانت‌داری) و مسئولیت‌پذیری و تلاش (قوّت) تکیه کرد.

۳- خدمت به والدین و بزرگ‌ترها، برکت زندگی را صدچندان می‌کند؛ همان‌طور که موسی (ع) ، در سایه این خدمت، صاحب همسر، مسکن، شغل و در نهایت رسالت الهی شد.

منابع داستان :

۱.  منابع وحیانی و متنی (متن اصلی داستان)

  • قرآن کریم: سوره مبارکه قصص، آیات ۲۲ تا ۲۸ (شرح هجرت حضرت موسی (ع) به مَدین، ملاقات با دختران شعیب (ع)، ویژگی‌های القوی و الامین، و قرارداد ازدواج).
  • سوره مبارکه نور (آیه ۳۱) و سوره مبارکه احزاب (آیه ۵۹): جهت تبیین اصل حکم حجاب، استانداردهای پوشش ظاهری و فلسفه اجتماعی آن.

۲. منابع تفسیری و تدبّری (شیعه و اهل سنت)

  • تفسیر المیزان (علامه سید محمدحسین طباطبایی): ذیل آیات ۲۲ تا ۲۸ سوره قصص، به‌ویژه در تبیین معنای عمیق حیای رفتاری دختران شعیب (ع)، ویژگی‌های شخصیّتی حضرت موسی (ع) و تحلیل واژه “تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ”.
  • تفسیر نمونه (آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان): جلد ۱۶، ذیل آیات مربوطه، برای استخراج درس‌های تربیتی، معیارهای انتخاب همسر در اسلام (تخصّص و تعهد) و تطبیق آن با مسائل روز جامعه.
  • تفسیر نور (حجت‌الاسلام محسن قرائتی): ذیل آیات سوره قصص، برای استخراج نکات کوتاه، کاربردی و پیام‌های اخلاقی داستان در حوزه روابط زن و مرد و تکریم والدین.
  • الجامع لأحکام القرآن (تفسیر قرطبی): از تفاسیر معتبر اهل سنت، ذیل سوره قصص، برای بررسی ابعاد فقهی و اخلاقی داستان، به‌ویژه نحوه راه رفتن حضرت موسی (ع) جلوتر از دختر جهت حفظ عفّت و چشم‌پاکی.

۳. منابع تحلیلی و جامعه‌شناختی (مسئله حجاب و حیا)

  • کتاب “مسئله حجاب” (استاد شهید مرتضی مطهری): بخش‌های مربوط به فلسفه حجاب در اسلام، تفاوت عفّت و حجاب، بررسی شبهات پیرامون فرامکانی بودن حکم پوشش، و تحلیل پیوند ناگسستنی ظاهر (حجاب) و باطن (حیا).
به اشتراک بگذارید.

اخبار از طریق ایمیل

عضویت در خبرنامه

ثبت ديدگاه