تجربه تبلیغی – سال سوم هفته 11
درس مرزشناسی در سرزمین فرصتها
چند سال پیش برای یک سفر تبلیغی راهی آمریکا شدم؛ سفری که پیش از آنکه برای مخاطبان درس داشته باشد، برای خودم کلاس بزرگی شد.
در بدو ورود، مردی متین به استقبالم آمد، اما هنوز کیلومترشمارماشین چند عدد جابهجا نشده بود که رگبار سوالاتش شروع شد: «سطح علمیّتان چیست؟»، «چند فرزند دارید؟»، «چقدر به گفتههایتان عمل میکنید؟»
لحنش پرخاشگرانه نبود، اما صراحتش شبیه بازجویی بود. در دلم رنجیدم و با خود گفتم: «این چه مدل استقبالی است؟»
احساس کردم وارد جلسه مصاحبه شدهام، نه یک دیدار دوستانه. با این حال، لبخند زدم و با کمی شوخی پاسخ دادم تا فضا تلطیف شود.
سر میز غذا هم همین روند ادامه یافت. این بار با خنده گفتم: «حالا نوبت من است!» و شروع کردم درباره مرکز اسلامیشان، برنامهها، نماز جمعه، مدرسه و دلیل نداشتن روحانی ثابت پرسیدن.
همینجا بود که آهی کشید و گفت: «ما هنوز روحانی مناسبی پیدا نکردهایم. هر مناسبتی مجبوریم کسی را دعوت کنیم.»
وقتی علت را پرسیدم، بغض دلش باز شد و از تجربه های تلخ مبلّغان قبلی گفت: از مبلّغ جوانی که در بیستسالگی و بدون داشتن فرزند، برای مخاطبان سپیدموی، منبر «تربیت فرزند» رفته بود و با لحنی تند، عمری تلاش آنها را زیر سوال برده بود! آن مبلّغ حتی حاضر نشده بود موضوعش را تغییر دهد و گفته بود: «فقط همین را آماده کردهام!»
سکوتی عجیب میان ما حکفرما شد. به آرامی گفتم: مشکل همیشه “موضوع” نیست؛ گاهی مشکل “جایگاه” است. طلبهای جوان، اگر بدون توجه به سن، تجربه و مخاطب، صرفاً سبک یک خطیب مشهور را تقلید کند، طبیعی است که فاصله ایجاد شود. مردم از یک جوانِ بیستساله انتظار تجربه پنجاهساله ندارند؛ صداقت و همدلی میخواهند، نه قضاوت.
آنجا بود که فهمیدم آن سوالاتِ بدو ورود، «استنطاق» نبود؛ «اضطراب» بود. غربالی برای سنجش «واقعبینی» من بود. سالها تجربه تلخ، او را محتاط کرده بود. او نگران بود که باز هم کسی بیاید که نبضِ مخاطب را نشناسد. میخواست بداند مهمان تازهوارد، جایگاه خود را میشناسد یا نه.
آن سفر بیش از هر منبری، به من درس «مرزشناسی» آموخت؛ اینکه بدانم در چه سنی، با چه تجربهای و برای چه کسی سخن میگویم.
برخی از آموزه های این تجربه تبلیغی
- 1. مرزشناسی، مقدمه اثرگذاری: مبلّغی که جایگاه سنی، علمی و تجربی خود را بشناسد، سخنش باورپذیرتر و اثرگذارتر خواهد بود.
- 2. تقلیدِ سبک، جای رشد شخصی را نمیگیرد: مبلّغ موفق کسی است که «خودش» باشد. تقلید از لحن و سبک بزرگان بدون داشتنِ زیست و تجربه آنها، ارتباط را تصنعی کرده و اعتماد مخاطب را سلب میکند.
- سنجش جایگاه: مبلّغ باید بداند در چه جایگاهی ایستاده است. ورود به حوزههایی که فرد در آنها تجربه عملی ندارد (مانند تربیت فرزند برای مجردها یا مشاوره سالمندان برای جوانان) باید با کمال احتیاط، تواضع و با تکیه بر منابع روایی باشد، نه با لحنِ از بالا به پایین.
اخبار از طریق ایمیل
عضویت در خبرنامه

