تجربه تبلیغی – سال سوم هفته 03
خدمتِ گمنام؛ ارزشی فراتر از شهرت و مرجعیّت
میرزای شیرازی، مرجع بزرگ شیعه و صاحب فتوای تاریخی تحریم تنباکو، در سالهای پایانی عمر شریف خود بهسبب ضعف جسمانی، تنها افراد معدودی را به حضور میپذیرفت.
روزی پیرمردی با ظاهری بسیار ساده به خانهی میرزا آمد و از خادم خواست اجازهی ملاقات بگیرد. خادم گفت: «شیخ! مگر نمیدانی حال میرزا مساعد نیست و کسی را نمیپذیرد؟
پیرمرد آرام پاسخ داد: «فقط بگویید فلانی آمده است.»
وقتی این پیام به میرزا رسید، ناگهان چهرهاش روشن شد و با اشتیاق گفت: «حتماً بگویید داخل شود.»
هنگامی که پیرمرد وارد شد، حاضران با صحنهای شگفتانگیز روبهرو شدند: میرزا از جای برخاست، به استقبال او رفت، او را در آغوش گرفت، کنار خود نشاند و با نهایت احترام با وی رفتار کرد.
پس از پایان دیدار و رفتن پیرمرد، اطرافیان با تعجّب از میرزا پرسیدند: «این همه احترام برای چه بود؟»
میرزا پاسخ داد: «او همدرس و همبحث من بود. سالها با هم درس میخواندیم. روزی برای کاری سفر کرد، اما در راه وارد آبادی کوچکی شد. دید مردم آنجا نه عالمی دارند و نه کسی که احکام دین و مسائل اعتقادی را به آنان بیاموزد. همانجا تصمیم گرفت بماند، به مردم خدمت کند و نیاز دینیشان را برطرف سازد.»
میرزا ادامه داد: «او بهخاطر خدا از خواستههای نفسانی، شهرت، موقعیت علمی و جایگاه اجتماعی چشم پوشید و سالهاست در همان آبادی مشغول هدایت مردم است. اکنون که به پایان عمر رسیده، به خدا سوگند منِ میرزا حاضرم تمام خدمات و کارهای خودم را با خدماتی که آن شیخ گمنام برای هدایت آن مردم انجام داده، معاوضه کنم.»
برخی از آموزه های این تجربه
- ارزش واقعی انسان به اخلاص اوست، نه به جایگاه ظاهری
در نگاه اول، پیرمرد شخصی ساده و گمنام بود؛ اما در ترازوی الهی، اخلاص و خدمت پنهان او ارزشی همسنگ ـ یا حتی برتر ـ از مرجعیّت اجتماعی داشت.
- خدمت در نقطهی نیاز، برتر از حضور در مرکز توجه است
ترک حوزهی علمیه و ماندن در آبادیای دورافتاده، نشانهی درک درست اولویتهاست؛ جایی که دین خدا بیشتر نیازمند یاری بود.
- مبارزه با نفس، بزرگترین جهاد عالمان دین است
گذشتن از شهرت، مرجعیّت بالقوه و موقعیت علمی، جلوهای روشن از جهاد با نفس و ترجیح رضای خدا بر خواستههای شخصی است.
اخبار از طریق ایمیل
عضویت در خبرنامه

