داستان های الهام بخش – سال سوم هفته 12

Inspirational Tales - Volume 03 Issue 12
به روزرسانی آوریل 4, 2026توسط داستان های الهام بخش دسته بندی هابدون ديدگاه on داستان های الهام بخش – سال سوم هفته 120 دقیقه خواندنمشاهده : 10

وقتی درّه، مؤمنان را آزمود

خورشید بر فراز درّهٔ حنین طلوع کرد و نورش بر تپه‌های ناهموار میان مکّه و طائف پخش شد. سپاه مسلمانان با اطمینان پیش می‌رفت. آنان بسیار بودند؛ بسیار بیشتر از نبردهایی که پیش از آن جنگیده بودند. پس از پیروزی و فتح مکّه، نزدیک به دوازده هزار مؤمن اکنون زیر پرچم حضرت محمد(ص) گرد آمده بودند.

برای برخی دل‌ها، این شمار بسیار مایهٔ آرامش بود. برای برخی دیگر، اندیشه‌ای آرام در دلشان خزید: چگونه ممکن است شکست بخوریم در حالی که این‌همه نفر هستیم؟

قبیله‌های هَوازِن و ثَقیف در درّهٔ تنگ کمین کرده بودند. آنان در سکوت پشت صخره‌ها و بلندی‌ها پنهان شده و تیرهایشان را آماده کرده بودند. هنگامی که مسلمانان در سپیده‌دم وارد درّه شدند، کمین آغاز شد .از هر سو تیرها باریدن گرفت .سردرگمی به‌سرعت گسترش یافت. اسب‌ها بازگشتند، گردوغبار هوا را پر کرد و بسیاری از جنگجویان در در این وضعیت آشوب، پراکنده شدند. درّه‌ای که لحظاتی پیش آرام به نظر می‌رسید، اکنون از فریادها و ترس طنین‌انداز شده بود. با این حال، در میان آن طوفان، حضرت محمد (ص) استوار و بی‌تزلزل ایستاده بود. او عقب‌نشینی نکرد. بر استر خود سوار بود و در حالی که دیگران هنوز در حال سامان یافتن بودند، به سوی دشمن پیش رفت. صدایش بر فراز هیاهوی نبرد بلند شد: من پیامبرم، در این هیچ دروغی نیست. من فرزند عبدالمطلب هستم!

عموی او، عباس ابن عبدالمطلب که صدایی نیرومند و رسا داشت، مؤمنانی را که عقب می‌رفتند صدا زد: ای یارانِ انصار به سوی رسول خدا بازگردید!

این سخنان در سراسر درّه پیچید؛ گویی ندایی بود که دل‌های خفته را بیدار می‌کند. مؤمنان یکی پس از دیگری بازگشتند. آنان پیمانی را که زیر درخت در حُدیبیّه بسته بودند به یاد آوردند. شب‌هایی را به یاد آوردند که در کنار پیامبر ایستاده بودند، زمانی که شمارشان اندک و دشمنانشان بسیار بود.

شرم به شجاعت بدل شد. ترس به عزم تبدیل شد. یاران بار دیگر پیرامون حضرت محمد (ص) گرد آمدند. در میان آنان، حضرت علی بن ابی طالب (ع) نیز ایستاده بود؛ دلاوری که شمشیرش در دشوارترین لحظات نبرد از پیامبر دفاع می‌کرد.

آهسته‌آهسته ورق جنگ برگشت. مؤمنان با ایمانی تازه پیش رفتند؛ نه با تکیه بر شمارشان، بلکه با توکّل بر خداوند. آنچه با سردرگمی آغاز شده بود، با پیروزی پایان یافت.

آن روز، درّهٔ حنین درسی آموخت که در طول تاریخ طنین‌انداز شد: پیروزی از زیادیِ همراهان به دست نمی‌آید. پیروزی از آنِ کسانی است که به خدا تکیه می‌کنند. وقتی دل‌ها به خداوند بازگردند، حتی درّه‌ای آکنده از ترس نیز می‌تواند به درّه‌ای از پیروزی بدل شود.

به اشتراک بگذارید.

اخبار از طریق ایمیل

عضویت در خبرنامه

ثبت ديدگاه