داستان های الهام بخش – سال سوم هفته 10
آن هنگام که گروهی اندک، جهان را تغییر دادند
باد صحرا بهآرامی بر شنهای بدر میوزید. سیصد و سیزده مؤمن در برابر سپاهی ایستاده بودند که تقریباً سه برابر آنان بود. آنان جنگجویانی با زرههای درخشان نبودند؛ پدران، پسران و جوانانی بودند با شمشیرهایی ساده و صندلهایی فرسوده. برخی شترها را با یکدیگر شریک بودند و برخی حتی سلاح مناسبی نداشتند. امّا چیزی برتر در اختیار داشتند. آنها «یقین» داشتند.
پیامبر خدا (ص) در میان آنان ایستاده بود و دستهایش را به سوی آسمان بلند کرده بود. ردایش از شانههایش فرو افتاده بود، در حالی که تمام شب دعا میکرد: «خدایا، اگر این گروه اندک نابود شوند، تو در این زمین پرستش نخواهی شد.»
در کنار او، امام علی بن ابیطالب (ع) ایستاده بود؛ جوان، اما بیباک، با قلبی استوار چون کوه. در سوی دیگر میدان، قریش ایستاده بودند؛ مطمئن به شمار خود و یقینمند به پیروزیشان. وقتی نبرد آغاز شد، با آشوب شروع نشد، بلکه با شجاعت آغاز گشت. قهرمانان، یکی پس از دیگری، به میدان آمدند. و یکی پس از دیگری، به اذن خداوند (سبحانه و تعالی)، فرو افتادند.
امام علی (ع) با دلاوری بینظیر درمیدان میجنگید. تاریخ روایت میکند که شمار زیادی از جنگجویان سرسخت دشمن به دست او از پای درآمدند. امّا او برای غرور نمیجنگید؛ او برای حقیقت میجنگید. گرد و غبار برخاست، شمشیرها به هم خوردند و دلها به تپش افتاد. و سپس، چیزی نادیدنی فرود آمد. خداوند (سبحانه و تعالی) آرامش را در دلهای مؤمنان فرو فرستاد و ترس را در صفوف دشمنانشان انداخت. بر خلاف همهی احتمالات، آن سپاه کوچک پیروز شد. هفتاد نفر از دشمن کشته شدند و هفتاد نفر به اسارت درآمدند. این پیروزیِ تعداد نبود. پیروزیِ اخلاص بود.
بدر درسی جاودانه به ما میآموزد.
شاید خود را کوچک ببینید. شاید احساس کنید در اقلیّت هستید. شاید در محل کار، دانشگاه، یا حتی در خانوادهی خود تنها بایستید. امّا اگر بر حق بایستید، هرگز واقعاً در اقلیّت نیستید. سیصد و سیزده نفر مسیر تاریخ را تغییر دادند، زیرا دلهایشان با خداوند (سبحانه و تعالی) همسو بود. و شاید امروز، در نبردهای خود، باید از خود بپرسیم: آیا به تعداد تکیه کردهایم یا به خدا؟ خداوند به ما شجاعت بدر، اخلاص یارانش و ایمان استوار علی (ع) را عطا فرماید.
اخبار از طریق ایمیل
عضویت در خبرنامه

