تجربه تبلیغی – سال سوم هفته 06
وقتی نیّتِ خوب، کافی نیست
سالهای جوانیام بود؛ سالهایی پر از شور دینداری و شوقِ اصلاح. ماه مبارک رمضان تازه نفسش را بر شهر انداخته بود و من با حسّ مسئولیت و احساس نیّت خالصی که درونم موج میزد، خودم را آماده میدیدم برای امر به معروف و نهی از منکر.
در یکی از همان روزها، صحنهای دیدم که خونم را به جوش آورد: مردی مسلمان، در ملأ عام، مشغول خوردن بود.
بیدرنگ در ذهنم سناریویی «قهرمانانه» شکل گرفت؛ اینکه جلو بروم، تذکّر بدهم، شاید هم با واکنشی تند روبهرو شوم و من محکم بایستم؛ همهچیز را برای یک مواجهه جدّی آماده کرده بودم.
با همان حالِ حقبهجانب جلو رفتم و گفتم: «آیا خجالت نمیکشی؟ در ماه رمضان، اینطور علنی روزهخواری میکنی؟» در ذهنم منتظر جواب تند بودم؛ حتی آماده پاسخهای بعدی. اما ناگهان چیزی شنیدم که همه محاسباتم را بههم ریخت.
مرد، با چهرهای کاملاً شرمگین، گفت: «ای وای… ببخشید… راستش اصلاً حواسم نبود که روزهام!»
همان لحظه انگار یک سطل آب سرد روی سرم ریخته شد. نه از طرف او؛ از درونِ خودم.
با خودم گفتم: چرا اینقدر عجول قضاوت کردم؟ چرا اول نپرسیدم؟ چرا احتمال ندادم که شاید فراموش کرده، شاید بیمار است، شاید مسافر است، شاید…؟
حس تلخی وجودم را گرفت. تازه فهمیدم که با همه نیّت خالصم، مرتکب چه خطای بزرگی شدم. من، بهنام نهی از منکر، آبروی یک انسان را در جمع برده بودم؛ بیدانش، بیمقدمه، و بیملاحظه.
همانجا بود که فهمیدم امر به معروف و نهی از منکر فقط غیرت نمیخواهد؛ معرفت هم میخواهد. نیّت پاک، شرط لازم است؛ اما کافی نیست.
بعد از آن ماجرا بود که رفتم یک دوره کامل احکام و آداب امر به معروف و نهی از منکر را با دقّت مطالعه کردم؛ نه برای اینکه کمتر تذکر بدهم، بلکه برای اینکه درست تذکّر بدهم.
برخی از آموزه های این تجربه تبلیغی
- نیّتِ خوب، جای دانش را نمیگیرد: بیدانشی در کار خیر ممکن است منجر به منکر بشود.
- اصل، حمل ِ بر صحت است: پرسشِ محترمانه، مقدم بر تذکّرِ قاطعانه است زیرا برخی از آنچه منکر میپنداریم، ممکن است توضیحی مشروع و پنهان داشته باشد.
- صیانت از کرامت انسانی ضرورت تبلیغ دینی است: هدف از اصلاح، باید رشد افراد باشد نه شکستنِ غرور آنان.
اخبار از طریق ایمیل
عضویت در خبرنامه

