تجربه تبلیغی – سال سوم هفته 02

Religious Outreach Experiences - Volume03 Issue02
به روزرسانی ژانویه 6, 2026توسط تجربه تبلیغی دسته بندی هابدون ديدگاه on تجربه تبلیغی – سال سوم هفته 020 دقیقه خواندنمشاهده : 41

محبّت، زبان مشترک همه انسان‌ها

زمستان سال ۱۹۷۸ میلادی، روستای آرام نوفل‌لوشاتو در حاشیه پاریس، ناگهان به نقطه‌ای جهانی تبدیل شد. حضور امام خمینی(ره) در این روستای کوچک، توجه رسانه‌ها و رفت‌وآمدهای فراوان را به دنبال داشت؛ امری که می‌توانست برای ساکنان محلی آزاردهنده باشد. اما آنچه در عمل رخ داد، تجربه‌ای متفاوت و آموزنده از تبلیغ دینی بود؛ تجربه‌ای که نه با خطابه و استدلال، بلکه با «محبّت» رقم خورد.

امام خمینی(ره) از همان روزهای نخست اقامت، نگران آرامش همسایگان خود بود. دغدغه‌اش این بود که مبادا شلوغی‌ها، آسایش مردم روستا را برهم بزند. این حساسیت انسانی، زمینه‌ساز رفتاری شد که بعدها به یکی از خاطرات ماندگار نوفل‌لوشاتو تبدیل شد.

در آستانه کریسمس، زمانی که روستا رنگ و بوی جشن میلاد حضرت عیسی مسیح(ع) به خود گرفته بود، امام خمینی(ره) تصمیم گرفت محبّت و قدردانی خود را به همسایگان مسیحی‌اش نشان دهد. چند روز پیش از کریسمس، به همراهان خود دستور داد هدایای ساده‌ای شامل گل و شیرینی تهیه کنند. در کنار این هدایا، یادداشتی کوتاه قرار داده شد با مضمونی صمیمی: تبریک میلاد حضرت عیسی مسیح(ع)، عذرخواهی از بابت هرگونه مزاحمت، و آرزوی صلح و محبّت.

در روز کریسمس، این هدایا به درِ خانه‌های اهالی روستا برده شد. واکنش‌ها شگفت‌انگیز بود. بسیاری از ساکنان، چنین رفتاری را از یک رهبر دینی تبعیدی انتظار نداشتند. لبخند، اشک شوق و نگاه‌هایی آمیخته با احترام، پاسخی بود که به این رفتار ساده امّا عمیق داده شد. یکی از همراهان امام نقل می‌کند که بانویی فرانسوی پس از دریافت هدیه، آن‌چنان تحت تأثیر قرار گرفت که اشک از چشمانش جاری شد.

اثر این رفتار انسانی، به همین‌جا ختم نشد. مدتی بعد، گروهی از اهالی نوفل‌لوشاتو درخواست دیدار با امام خمینی(ره) را مطرح کردند. پانزده نفر از ساکنان روستا، با شاخه‌های گل به دیدار او آمدند. امام با لبخند، احوالشان را پرسید و جویای نیازهایشان شد. پاسخشان ساده بود: «فقط آمده‌ایم شما را از نزدیک ببینیم و تشکر کنیم.» این دیدار کوتاه امّا صمیمی، پیوندی عمیق میان دل‌ها ایجاد کرد.

چند ماه بعد، امام خمینی(ره) نوفل‌لوشاتو را ترک کرد و به ایران بازگشت؛ اما خاطره او و شیوه رفتارش، در ذهن و دل مردم آن روستا باقی ماند. این تجربه نشان داد که تبلیغ دین، همیشه با سخنرانی و بحث آغاز نمی‌شود؛ گاه یک رفتار محترمانه و یک هدیه ساده، تأثیری عمیق‌تر و ماندگارتر دارد.

در آن زمستان سرد، امام خمینی(ره) تنهاگل و شیرینی توزیع نکرد؛ بلکه درسی عملی به همه مبلّغان داد: محبّت، زبان مشترک همه انسان‌هاست.

آموزه‌های تبلیغی این تجربه

  1. محبّت مقدم بر پیام است: پیش از انتقال هر پیام دینی، باید دل‌ها را با رفتار انسانی و محترمانه به دست آورد.
  2. احترام به باور دیگران، زمینه‌ساز گفت‌وگوست: به رسمیّت شناختن ارزش‌ها و مناسبت‌های دینی دیگران، پلی برای ارتباط و اعتماد متقابل ایجاد می‌کند.
  3. تبلیغ مؤثر همیشه پرهزینه و پیچیده نیست: گاهی یک اقدام ساده، صادقانه و به‌موقع، بیش از سخنان طولانی اثر می‌گذارد و در ذهن‌ها ماندگار می‌شود.
Share This Story, Choose Your Platform!

editor's pick

news via inbox

Subscribe to the newsletter.

ثبت ديدگاه