تجربه تبلیغی – سال سوم هفته 09

Religious Outreach Experiences - Volume 03 Issue 09
به روزرسانی فوریه 26, 2026توسط تجربه تبلیغی دسته بندی هابدون ديدگاه on تجربه تبلیغی – سال سوم هفته 090 دقیقه خواندنمشاهده : 5

وقتی یک فاصله‌ی چند متری، درسی چند ساله به من داد

سفرهای تبلیغی همیشه برای من فقط جابه‌جایی جغرافیا نبوده‌اند؛ هر سفر، جابه‌جایی در فهم ونگاه هم بوده است. یکی از این سفرها که هنوز تصویرش در ذهنم زنده است، سفری بود به کشور مکزیک.

در یکی از شهرهای شمالی این کشور، نه چندان دور از مرزهای ایالات متحده، تنها مسجد شیعی آن منطقه قرار داشت؛ مسجدی کوچک، آرام و کمی مهجور. به دلیل نبود روحانی مستقر، در بیشتر روزهای هفته درهایش بسته می‌ماند وفقط یکشنبه‌ها برای برنامه‌ای مختصر در معرفی اسلام به دانش‌آموزان غیرمسلمان باز می‌شد؛ برنامه‌ای که با همّت چند نفر از دوستان، با دانشی نسبی از معارف دینی، اداره می‌شد.

وقتی وارد آن مسجد شدم، حس عجیبی داشتم؛ حس غربت ودر عین حال امید. اولین نماز جماعت را با حداقل افراد اقامه کردیم؛ جمعی کوچک، اما مشتاق. خبر حضور روحانی وبرپایی نماز جماعت کم‌کم در میان شیعیان شهر پیچید. روز به روز تعداد بیشتری می‌آمدند. ظهر وعصر، مغرب و عشا… صف‌ها آرام‌آرام شکل می‌گرفت. مسجدی که اغلب خاموش بود، حالا نفس می‌کشید.

یک شب پس از پایان برنامه‌ها، با چند نفر از دوستان مسجدی نشسته بودیم واز همین رونق تازه سخن می‌گفتیم. یکی از آن‌ها تلفن همراهش را درآورد وعکسی از نماز جماعت آن شب را نشانم داد. با لبخند به تصویر نگاه کردم؛ اما آن لبخند چند ثانیه بیشتر دوام نیاورد.

در تصویر، چیزی دیدم که هم متعجّبم کرد وهم اندکی ناراحت. صف خواهران نمازگزار با فاصله‌ای بسیار زیاد از صف برادران تشکیل شده بود؛ فاصله‌ای غیرمتعارف وچشمگیر.

از دوستانی که هر شب پشت سرم نماز می‌خواندند پرسیدم: «این فاصله هر شب همین‌قدر است یا فقط امشب چنین شده؟»

با اطمینان پاسخ دادند: «نه، همین‌طور است. همان‌طور که شما گفتید صف خواهران باید پشت سر مردان باشد، این‌ها هم پشت سر مردان ایستاده‌اند.»

در ظاهر، پاسخ درست بود؛ اما در باطن، نکته‌ای مهم در آن پنهان بود. آن‌ها اصل حکم را شنیده بودند، اما ظرافت اجرا را نمی‌دانستند. «پشت سر بودن» را فهمیده بودند، اما «اتصال صفوف» و «عدم فاصله غیرمتعارف» را نه.

در همان لحظه، در ذهنم جرقه‌ای روشن شد: «در امر تبلیغ دین، به‌ویژه وقتی مخاطب نو‌مسلمان است یا مسلمانی با حداقل آگاهی دینی، نمی‌توان به دانسته‌های احتمالی افراد اکتفا کرد. حتی احکام اولیه‌ای مانند نماز، نیازمند تعلیم دقیق، عینی وهمراه با توضیح ظرافت‌هاست.»

من آن شب به کسانی اعتماد کرده بودم که حضور پررنگ‌تری در صفوف داشتند. گمان می‌کردم اگر اشکالی باشد، حتماً تذکر می‌دهند. اما غافل از آن‌که یا خودشان نسبت به این مسئله آگاهی دقیقی نداشتند، یا برای خود در این زمینه احساس مسئولیت نمی‌کردند.

به یاد سیره پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) افتادم؛ آن‌گاه که برای تعلیم نماز، تنها به گفتن اکتفا نمی‌کردند. روبه‌روی مردم می‌ایستادند، نماز می‌خواندند و می‌فرمودند: «صَلّوا کما رَأَیتمونی أُصلّی؛ نماز بخوانید همان‌گونه که می‌بینید من نماز می‌خوانم.»

تعلیم در اسلام، صرف انتقال اطلاعات نیست؛ انتقال «روش» است، انتقال «دقّت» است، انتقال «حسّاسیت نسبت به صحّت عمل» است.

فردای آن شب، پیش از نماز، با لحنی آرام و صمیمی، نکته‌ی اتصال صفوف را توضیح دادم. نه با توبیخ، نه با سرزنش؛ بلکه با بیان اینکه زیبایی نماز جماعت، در پیوستگی دل‌ها و صف‌هاست.

آن عکس، برای من فقط یک تصویر نبود؛ درسی بود ماندگار. درسی که به من یاد داد در تبلیغ، هیچ‌چیز «بدیهی» فرض نمی‌شود. حتی بدیهی‌ترین مسائل.

گاهی یک فاصله‌ی چند متری میان دو صف، به اندازه‌ی چند سال تجربه، انسان را متوجه مسئولیتش می‌کند.

سه آموزه از این تجربه تبلیغی

۱. اکتفا نکردن به دانسته‌های ظاهری مخاطب: در مواجهه با نو‌مسلمانان یا مخاطبان با دانش حداقلی، نباید بر اطلاعات احتمالی آنان یا اطرافیان‌شان تکیه کرد. آموزش احکام پایه، نیازمند دقّت، شفّافیت و تکرار است.

  1. تعلیم عملی، مؤثرتر از تعلیم صرفاً گفتاری است: همان‌گونه که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله با عمل خود نماز را تعلیم می‌دادند، در تبلیغ نیز نشان دادن شیوه صحیح اجرا، بسیار کارآمدتر از بیان کلیات است.

۳. مسئولیت‌پذیری جمعی را باید آموزش داد: حضور در صف اول، به‌تنهایی فضیلت نیست؛ آگاهی واحساس تکلیف نسبت به صحت عمل جمعی، فضیلت بالاتری است. در جامعه دینی، هر فرد باید خود را پاسدار درستی عبادت جمع بداند.

به اشتراک بگذارید.

انتخاب سردبیر

اخبار از طریق ایمیل

عضویت در خبرنامه

ثبت ديدگاه