داستان های الهام بخش – سال سوم هفته 06
کودکی که جهان در انتظارش بود
در ساعتهای آرام پیش از سپیدهدم، آنگاه که جهان میان شب و روشنایی، نفسی در سینه حبس میکند، کودکی دیده به جهان گشود که حضورش قرار بود خودِ امید را دگرگون سازد.
در شهر سامرا، زیر نگاههای تیزبین و خشنِ حکومتی ستمگر، امام حسن عسکری (ع) زندگیای آکنده از مراقبت و فشار داشت. حاکمان آن زمان از وعدهای که پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) داده بود بیم داشتند؛ وعدهای که میگفت از نسل حضرت فاطمه (س) فرزندی برخواهد خاست که به ستم پایان دهد و زمین را سرشار از عدالت کند. آنان خانهها را میگشتند، رفتوآمدها را زیر نظر داشتند و میکوشیدند آیندهای را خاموش کنند که توان مهارش را نداشتند.
اما تقدیر الهی هرگز با ترس و زور متوقف نمیشود.
بانوی گرامی، نرجس خاتون (س)، لحظهی نزدیکشدن آن واقعه را در نهایت پنهانکاری احساس کرد؛ نه جشنی بود، نه شادی آشکار، نه فریادی که نگهبانان را آگاه کند. تنها حمایت خاموش خداوند (عزّوجلّ) بود و دلهای لرزانی که میدانستند این کودک برای بشریّت چه معنایی دارد. در ژرفای شب، آنگاه که جهان در ناآگاهی به خواب رفته بود، امام محمد بن حسن (عج) چشم به دنیا گشود.
نه قصری در کار بود، نه تختی، و نه سپاهی پشت در. امّا فرشتگان شادمان شدند.
گفتهاند که آن نوزاد، به هنگام تولّد، به سجده افتاد؛ پیشانی کوچک خود را بر خاک نهاد و زمزمهکنان خدا را ستود. نوزادی که با این حال، بار رنجهای جهان را بر دوش داشت؛ کودکی که امانتدار امید پیامبران و اشکهای ستمدیدگان بود.
امام حسن عسکری (ع) فرزندش را در آغوش گرفت، با آگاهی از اینکه این شادی کوتاه و این امانت بسیار سنگین است. او میدانست که فرزندش در میان مردم بهطور آشکار رشد نخواهد کرد. میدانست که پنهانیبودن، رحمت است نه نبودن؛ حفاظت است نه رهاشدن.
اندکی بعد، امام از دیدگان پنهان شد؛ نه از آن رو که از میان رفته بود، بلکه چون بشریّت هنوز آمادگی نداشت.
ولادت امام مهدی (عج) حقیقتی ژرف به ما میآموزد: اینکه خداوند در تاریکترین لحظات، نور را میآفریند؛ اینکه نقشههای الهی در سکوت و اغلب نادیده شکل میگیرند؛ و اینکه رهایی ممکن است همان زمانی در حال رشد باشد که جهان گمان میکند امید از میان رفته است.
امروز، ما در جهانی زندگی میکنیم که زیر بار ظلم، سردرگمی و ناامیدی سنگین شده است. بسیاری میپرسند: امام کجاست؟ چرا ظهور نمیکند؟
اما شاید پرسش بهتر این باشد: آیا ما خود را برای همراهی با او آماده میکنیم؟
آن کودکی که در سکوت متولّد شد، هنوز نگهبان این جهان است. او از درد ما دور نیست و از رنجهای ما بیخبر نیست. تولّدش یادآور این حقیقت است که خداوند هرگز انسانها را رها نمیکند و عدالت حتی اگر به تأخیر افتد، وعدهای قطعی است.
تا روزی که قیام کند، هر عمل به حق، هر ایستادگی در برابر ستم، و هر تلاش برای پاکسازی نفس، راهی است برای استقبال از او.
زیرا شبی که تولّدش را در خود پنهان کرد، روزی جای خود را به سپیدهدمی خواهد داد که جهان هرگز مانندش را ندیده است.
اخبار از طریق ایمیل
عضویت در خبرنامه

