میز فتوای هفته – سال سوم هفته 14

به روزرسانی آوریل 6, 2026توسط میز فتوا هفته دسته بندی هابدون ديدگاه on میز فتوای هفته – سال سوم هفته 140 دقیقه خواندنمشاهده : 3

نماز مسافر (قسمت پنجم)

مطابق با فتوای مراجع عظام تقلید آیت الله العظمی خامنه ای ، آیت الله العظمی سیستانی و آیت الله العظمی مکارم شیرازی دام عزّهم العالی

فتاوایی که بدون نظر مخالف یا رفرنس خاصی ذکر می شوند، فتاوای مشترک بین سه مرجع بزرگوار می باشند ودر موردی که فتوای مرجعی با فتوای دو مرجع دیگر متفاوت باشد در پاورقی همان شماره وبه نام وی آورده می شود.

وطن : یکی از قواطع سفر

  1. یکی از مواردی که سفر را قطع می کند عبور از وطن است. وطن دو گونه است وطن اصلی و وطن اتخاذی

وطن اصلی

  1. وطن اصلی مکانی است کــه انسان بخش عمــده‌ای از اوایل زندگی (دوران کودکی و نوجوانی) را در آنجا رشد و نمو کرده باشد.

آیت الله سیستانی: «وطن اصلی»؛ منظور از آن مقرّ و اقامتگاه اصلی فرد می­باشد که معمولاً محلّ سکونت پدر و مادر و زادگاه فرد است که پس از تولّد در آنجا زندگی می­کرده است.

آیت الله مکارم شیرازی: وطن اصلی: محل تولد یا جایی که انسان بخش مهمی از زندگی خود را در آن گذراند.

  1. در تحقق وطن اصلی لازم نیست که انسان در آنجا متولد شده یا وطن والدینش باشــد، همچنین لازم نیست قصد داشــته باشد برای همیشه در آنجا زندگی کند، بلکه اگر تصمیم داشــته باشــد که در آینده از آنجا کوچ کند، تا زمانی که خارج نشده، همچنان وطن اصلی صدق میکند.
  2. مقدار زمان لازم برای تحقق وطن اصلی، موکول به نظر عرف است، مثلا اگر ده سال اول زندگی را در جایی کذرانده است، از نظر عرف وطن اصلی صدق می کند و اگر یکی دو سال در آنجا مانده باشد، وطن صدق نمی کند. 

وطن اتخاذی

  1. وطن اتخاذی از جهت عرف، مکانی است که انسان آنجا را به عنوان وطن و محل سکونت قرار داده است در حالی که قبلا وطن او نبوده است، خواه از وطن اصلی اعراض کرده باشد یا نه.
  2. در تحقق وطن اتخاذی فرقی نمی کند که فرد قصد زندگی دائم یا قصد زندگی بدون تعیین مدت یا قصد زندگی به مدت طولانی در آن مکان را داشته باشد.
  3. اگر قصد دارد در جایی حدود ده سال بماند، بعید نیست عرفا برای صدق وطن اتخاذی کافی باشد.

آیت الله سیستانی: «وطن اتّخاذی دائمی»؛ منظور از آن محلّی است که انسان برای اقامت دائمی خود انتخاب کرده است و می‌خواهد باقیماندۀ عمرش را در آنجا بماند.
«وطن موقّت»؛ جایی را که انسان محلّ زندگی خود یا مقرّ کاری یا تحصیلی خویش قرار داده است – هرچند قصد نداشته باشد که همیشه در آنجا بماند – چنانچه به گونه­ای باشد که عرف او را در آنجا مسافر نگویند، طوری که اگر موقّتاً ده روز یا بیشتر، جای دیگری را محلّ زندگی خود قرار دهد، باز هم عرف، محلّ سکونت و زندگی­اش را جای اوّل (مقرّ موقّت) بگویند، آنجا برای او، وطن محسوب می­شود که آن را «وطن اتّخاذی موقّت» یا «وطن موقّت» می‌نامند.

آیت الله مکارم شیرازی: وطن اتخاذی: جایی که انسان برای زندگی طولانی انتخاب می‌کند (با قصد ماندن).

  1. در صدق وطن اتخاذی، صرف نیت کافی نیست، بلکه تحقق لوازم وطنیّت نیز خصوصیت دارد؛ مانند اینکه با قصد توطّن مدتی (مانند یکی دو ماه) در آنجا بماند و یا کارهایی را انجام بدهد که عادتا انسان برای توطن در یک مکان آن کارها را انجام می دهد.
  2. اگر شخصی با قصد توطن در محلی، از ابتدا خانه ای اجاره کرده یا بخرد یا کسب و کاری پیدا کند، از همان موقع وطن محقق می شود و نمازش تمام است و گذشت یکی دو ماه برای تحقق وطن لازم نیست.
  3. اگر بعد از قصد توطّن و قبل از انجام آنچه که برای تحقق وطن لازم است (مانند آنچه در دو مسئله قبل بیان شد) ، در ماندن در آن مکان مردّد شود، عنوان وطن محقق نشده و در صورتی که قصد ماندن ده روز را نداشته باشد نمازش قصر است.
  4. اگر کسی خانه ای در شهر دیگری تهیه کند و بخواهد مرتّب (مثلا هر هفته ) به آنجا برود، در صورتی که مدت اقامت او در آن مکان به مقداری نباشد که عرفا آن مکان برای او محل استقرار و زندگی محسوب شود، نمازش در آنجا قصر است و روزه اش صحیح نیست.
  5. جایی را که انسان برای مدت یکی دو سال برای زندگی انتخاب می کند عرفا وطن نیست ولی مسافر هم بــر او صدق نمی کنــد، بنابراین بدون قصد اقامت ده روز هم نمازش تمام است.
به اشتراک بگذارید.

اخبار از طریق ایمیل

عضویت در خبرنامه

ثبت ديدگاه