موضوع هفته – سال سوم هفته 06

Topic of the Week - Volume03 Issue06
به روزرسانی فوریه 4, 2026توسط موضوع هفته دسته بندی هابدون ديدگاه on موضوع هفته – سال سوم هفته 060 دقیقه خواندنمشاهده : 6

انتظار مطلوب؛ از چشم‌به‌راهیِ خاموش تا آمادگیِ مسئولانه

مقدمه

تولّد امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، تنها یادآور میلاد شخصیتی تاریخی یا آیینیِ صرف نیست؛ بلکه یادآور «یک افق زنده» در تاریخ ایمان است. افقی که در آن، آینده نه امری مبهم و واگذار‌شده به تصادف، بلکه وعده‌ای الهی و قانونمند است. با این حال، آنچه بیش از اصلِ باور به ظهور اهمیت می‌یابد، چگونگی انتظار است. آیا انتظار، نشستن و دست روی دست گذاشتن است؟ یا تمرینی دائمی برای ساختن خود و جامعه؟

در طول تاریخ، برداشت‌های نادرست از انتظار، گاه آن را به حالتی منفعلانه فروکاسته است؛ گویی منتظرِ واقعی کسی است که مسئولیت را از دوش خود برمی‌دارد و همه چیز را به «فردا» حواله می‌دهد. حال آنکه در منطق قرآن و مکتب اهل‌بیت (علیهم السلام)، انتظارِ حقیقی، وضعیتی فعّال، پویا و مسئولانه است؛ حالتی که انسانِ منتظر را به حرکت، اصلاح، عدالت‌خواهی و آمادگی مستمر فرا می‌خواند.

این مقاله می‌کوشد با تکیه بر آیات قرآن کریم، روایات معتبر، و تحلیل‌های تربیتی اجتماعی، نشان دهد که «انتظار مطلوب» نه تنها با سکون و انفعال سازگار نیست، بلکه یکی از عمیق‌ترین الگوهای کنشِ اخلاقی و اجتماعی در اندیشه اسلامی به‌شمار می‌آید؛ الگویی که اگر درست فهم شود، می‌تواند به موتور محرّک خودسازی فردی و اصلاح جمعی بدل گردد.

۱. مفهوم‌شناسی انتظار: از واژه تا معنا

واژه‌ی «انتظار» در بن‌مایه‌ی لغوی خود با مفهوم «نَظَر» (نگریستن) پیوندی ناگسستنی دارد. در زبان عربی، انتظار تنها به معنای سپری کردن زمان نیست، بلکه نوعی «چشم‌داشت» و «نگاهِ به دوردست» را در خود نهفته دارد. برای درک دقیق‌تر، باید آن را در کنار واژگانی چون  « ترقّب و تربّص» تحلیل کرد؛ «ترقّب» به معنای برکشیدن گردن برای دیدن چیزی در افق است و «تربّص» نوعی درنگ آگاهانه همراه با مراقبت را تداعی می‌کند. بنابراین، انتظار در ریشه خود، فعالیتی است که با حواس جمع و آمادگی کامل انجام می‌شود.

تمایزهای معنایی: انتظار، آرزو یا تعلیق؟

بسیاری انتظار را با مفاهیم مشابهی اشتباه می‌گیرند که مرزبندی با آن‌ها ضروری است:

  • تفاوت انتظار با آرزو: آرزو غالباً امری احساسی، ذهنی و گاه دور از واقعیت است که لزوماً به حرکت ختم نمی‌شود. امّا انتظار، معطوف به یک «واقعیتِ حتمی» در آینده است.
  • تفاوت انتظار با تعلیق: حالت تعلیق، نوعی بلاتکلیفی و درماندگی را القا می‌کند، در حالی که انتظار، سرشار از «جهت‌مندی» و غایت‌گرایی است.
  • تفاوت انتظار با توجیه: انتظار حقیقی، به معنای پذیرش وضع موجود و توجیه کاستی‌ها نیست؛ بلکه دقیقاً برعکس، نوعی «نه» گفتن به شرایط فعلی به امید رسیدن به وضع مطلوب است.

۲. انتظار در قرآن: آینده‌ای قانونمند، نه اتفاقی

برخلاف تصوّرات عامیانه که وقوعِ فرجامِ نیکِ جهان را امری تصادفی یا صرفاً یک معجزه ناگهانی می‌پندارند، نگاه قرآن به آینده بشریت، نگاهی «قانون‌مند» و مبتنی بر سنت‌های الهی است. در منطق قرآن، پیروزی نهایی حق بر باطل، نه یک حادثه خارج از قواعد خلقت، بلکه برآیندِ ضروریِ حرکتِ تاریخ و بلوغِ انسانی است.

یکی از کلیدی‌ترین آیات در این زمینه، آیه ۱۰۵ سوره انبیا است:

وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ؛ در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!

 در این آیه، خداوند «وراثت زمین» را یک قانون قطعی معرفی می‌کند و با تعبیر«لَقَدْ كَتَبْنَا» نشان می‌دهد که با یک احتمال یا پیش‌بینی روبه‌رو نیستیم بلکه این موضوع یک قانون تثبیت‌شده‌ی الهی است. نکته دوم اینکه «یَرِثُهَا» فقط به معنای سکونت و زندگی روی زمین نیست، بلکه ناظر به اداره، حاکمیت و جهت‌دهی به زندگی بشر است.

اما نکته حیاتی در واژه «عِبادی الصالحون»، «نهفته است»؛ یعنی بندگانی که هم نسبت‌شان با خدا روشن است و هم شایستگی و صلاح در وجودشان تحقق پیدا کرده است. «صلاح» در اینجا تنها به معنای تقوای فردی نیست؛ بلکه به معنای شایستگی، تخصص و آمادگی است. زمین به کسانی ارث می‌رسد که علاوه بر بندگی، به مقام «صلاحیّت اداره جهان» رسیده باشند. لذا انتظار در قرآن، نه یک تمنای زبانی، بلکه فرایندی است که در آن مؤمنان باید خود را به ترازِ «صلاحیّت» برسانند.

پیوند وعده الهی با مسئولیت انسانی

قرآن کریم در آیه ۱۱ سوره رعد، قاعده تغییرات اجتماعی را به روشنی بیان می‌دارد:

إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ؛ امّا خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!

 این آیه، بطلانِ دیدگاهِ «انتظارِ منفعلانه» را اثبات می‌کند. سنّت الهی بر این است که امدادهای غیبی و تحقق وعده‌های بزرگ، همواره در امتدادِ حرکتِ انسانی قرار دارند، نه جدای از آن. وعده‌ی ظهور و حاکمیت مستضعفان، یک چکِ سفید‌امضا نیست که بدون تلاشِ بشری نقد شود؛ بلکه این وعده با مسئولیت‌پذیری انسان‌ها گره خورده است. انتظار در این پارادایم، یعنی پذیرش این مسئولیت که برای تغییرِ سرنوشتِ بیرونی، ابتدا باید «تغییرِ درونی و ساختاری» در جامعه رخ دهد.

در نهایت، باید گفت که وعده ظهور در قرآن، «مشروط به حرکت» است، نه جایگزین آن. خداوند جهان را به سمت صلاح پیش می‌برد، اما این مسیر از مجرایِ اراده و انتخاب انسان می‌گذرد. انتظارِ قرآنی به ما می‌آموزد که سنت‌های الهی همسو با تلاشگران است. ظهور، نقطه‌ی پایانی بر تلاش‌ها نیست، بلکه مزدِ مجاهدت‌هایی است که در مسیرِ کسبِ صلاحیت انجام شده است. بنابراین، منتظرِ واقعی کسی نیست که منتظر است تا خدا جهان را اصلاح کند، بلکه کسی است که می‌کوشد تا جزئی از «ابزارِ الهی» برای این اصلاحِ بزرگ باشد.

۳. انتظار در روایات اهل‌بیت (علیهم السلام): عمل، معیار انتظار

در میراث روایی اهل‌بیت (علیهم السلام)، مفهوم انتظار از سطح یک حالت روانی و یک اشتیاق قلبیِ صِرف فراتر رفته و به عنوان یک «پروژه عملی» و «سبک زندگی» تعریف شده است. تأمل در تعابیر معصومین (علیهم السلام) نشان می‌دهد که انتظار، نه یک توقف‌گاه، بلکه جدّی‌ترین شکلِ حضور در صحنه است.

یکی از مشهورترین و کلیدی‌ترین روایات نبوی که در منابع شیعی بر آن تاکید فراوان شده، این عبارت است:

أفضلُ أعمالِ أمّتی انتظارُ الفرج؛ برترینِ کارهای امت من، انتظار فرج است.

قرار گرفتن واژه «انتظار» در کنار «عمل» (آن هم برترینِ اعمال)، حاوی پیامی راهبردی است، یعنی انتظار از جنس عمل است. اگر انتظار صرفاً یک حالت روانی یا آرزوی ذهنی بود، پیامبر (صلی الله علیه و آله) از واژه «احساس» یا «حالت» استفاده می‌کردند. اما اطلاقِ «عمل» به انتظار، نشان‌دهنده آن است که منتظر بودن، خودِ «کار» است؛ کاری که نیازمند صرف انرژی، برنامه‌ریزی و استقامت است. در واقع، انتظار، یک «موضع‌گیری فعّال» در برابر آینده است. منتظر کسی نیست که دست بر دست گذاشته تا زمان بگذرد، بلکه کسی است که فعّالانه «آینده را در زمان حال احضار می‌کند». این مفهوم، نوعی آمادگیِ رزمی و اخلاقی است که تمام ابعاد زندگی، اعم از خودسازی فردی تا اصلاحات اجتماعی را تحت شعاع قرار می‌دهد. در یک کلام، انتظار نه یک انفعال، که یک «اعتراضِ امیدوارانه» است.

در نگاه روایی، «انتظار» حالتی منفعلانه نیست، بلکه وضعیتی پایدار از آماده‌باش است که در سه ساحت شکل می‌گیرد: اخلاقی، فکری و اجتماعی.

در ساحت اخلاقی، منتظر با پالایش درون و کسب فضایل، به ایجاد نمونه‌ای کوچک از جامعه مهدوی در درون خویش می پردازد. کسی که در آرزوی حاکمیت عدالت جهانی است، نمی‌تواند در زندگی فردی خود اهل ستم، بی‌صداقتی یا خیانت باشد بر همین اساس او تلاش می کند تا خود را با الگوی اخلاقی امام خویش هماهنگ سازد و سنخیتی واقعی با سیره او پیدا کند. شخصی از امام صادق(علیه السلام) می‌پرسد: «متی الفرج؛ گشایش و فرج شما اهل بیت(علیهم السلام) چه زمانی است؟ امام فرمودند: «مالک و الفرج و انت ممن ترید الدّنیا!؟؛ تو را به فرج چه کار در حالی که بدنبال دنیا هستی؟!»

در ساحت فکری، انتظار به معنای افزایش معرفت و بصیرت است. این بصیرت، بمنزله نقشه‌راهی است که مانع می شود تا انسان در دوران غیبت، دچار سردرگمی و گم‌کردن قطب‌نمای حقیقت شود.

و در ساحت اجتماعی و مسئولیت پذیری، انتظار به تلاش آگاهانه برای اصلاح جامعه و فراهم‌کردن زمینه‌ای عادلانه بازمی‌گردد؛ منتظر واقعی نسبت به فقر، تبعیض و فساد حساس است و در هر جایگاهی که قرار دارد، برای بهبود اوضاع نقش‌آفرینی می‌کند؛ هرچند در مقیاسی کوچک.

  1. شاخص های منتظر واقعی

روایات معصومین (علیهم السلام)، شاخص‌های روشنی را در زمینه معرفی منتظران واقعی ارائه دادند که می توان از جمله آنها به موارد زیر اشاره کرد:

  • اهل ورع و حسن خلق هستند.

امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

من سرّه ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق؛ هر کس دوست دارد از یاران قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد، باید منتظر باشد و در حال انتظار، به ورع و اخلاق نیکو پایبند بماند.

و در جائی دیگر می فرماید:

من دین الائمة الورع و العفّة و الصلاح و انتظار الفرج بالصّبر؛ از آیین امامان است: تقوا، عفّت، صالح بودن و انتظار فرج با صبر و شکیبایی.

  • لحظه ای از ولایت غافل نیستند.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

طوبى لشیعتنا المتمسکین بحبلنا فى غیبة قائمنا؛ خوشا به حال شیعیان ما! آنان که در زمان غیبت قائم ما به ریسمان (ولایت) ما تمسک مى جویند.

  • اهل صبر بر طعنه دشمنان هستند.

و باز از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند:

 فلا یستفزنک الشیطان، فان العزة لله و لرسوله و للمؤ منین، و لکن المنافقین لا یعلمون.  الا تعلم انّ من انتظر امرنا و صبر على ما یرى من الاذى و الخوف، هو غداً فى زمرتنا؛ شیطان تو را تحریک نکند؛ زیرا که عزّت از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است، ولى منافقان نمی‌دانند. آیا نمی‌دانى کسى که منتظر امر ما (ظهور حضرت حجّت) باشد، و بر بیمها و آزارهایى که مى بیند شکیبایى ورزد در روز بازپسین در کنار ما خواهد بود.

همچنین امام رضا (علیه السلام) نیز در همین زمینه فرمودند:

ما احسن الصبر و انتظار فرج؛ چه نیکوست شکیبائى و انتظار فرج.

  • عاشق امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستند.

امام حسن عسکرى(علیه السلام) خطاب به حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند:

واعلم ان قلوب اهل الطاعة و الاخلاص نزع الیک مثل الطیر الى او کارها؛ بدان که دلهاى اهل بندگى و اخلاص به سوى تو پر مى کشند؛ همچنان که پرنده به سوى آشیانه‌اش پر مى کشد.

بر این اساس، انتظار فرج را می‌توان به سکّه‌ای تشبیه کرد که یک روی آن نارضایتی از وضع ناعادلانه موجود و روی دیگر آن صبر بر ناملائمات و تلاش مستمر برای رسیدن به وضع مطلوب است. انتظار فعّال، نقطه مقابل انتظار ایستاست؛ در این الگو، انسان تماشاگر تاریخ نیست، بلکه خود را مسئول و مؤثر در مسیر تحولات می‌داند.

در نهایت، انتظار فعّال چیزی جز تمرینِ «زیستن مهدوی» نیست یعنی زیستنی صبورانه، همراه با ورع و محاسن اخلاق. دوران غیبت، زمان مشقِ زندگی در عصر حضور است: استقرار عدالت در دایره نفوذ خویش، یاری مظلومان فارغ از رنگ و نژاد، و ترجیح منافع جمعی بر خواسته‌های فردی.

چنین انتظاری پلی است میان واقعیت دشوار امروز و آینده روشن فردا. در این نگاه، ظهور حادثه‌ای ناگهانی و بی‌مقدمه نیست، بلکه ثمره طبیعیِ انباشت اراده‌ها و انتخاب‌هایی است که در عصر غیبت، بر مدار عدالت و بندگی شکل گرفته‌اند. منتظر فعّال، پیش از ظهور امام، در اندیشه و عمل، به استقبال او رفته است.

دعوت پایانی این نوشتار، بازتعریف انتظار در متن زندگی و خارج ساختن آن از کنج ذهن به متن اجتماع است. هر قدم برای احقاق حق، هر تلاشی برای صداقت و هر کنشِ مصلحانه، یک گام واقعی به سوی ظهور است.

به اشتراک بگذارید.

انتخاب سردبیر

اخبار از طریق ایمیل

عضویت در خبرنامه

ثبت ديدگاه