موضوع هفته – سال سوم هفته 04

Topic of the Week - Volume03 Issue04
به روزرسانی ژانویه 29, 2026توسط موضوع هفته دسته بندی هابدون ديدگاه on موضوع هفته – سال سوم هفته 040 دقیقه خواندنمشاهده : 8

رضا و تسلیم شهودی؛ تجلّی مناجات شعبانیه در سیرهٔ سه مقتدای کربلا

سید هاشم موسوی

چکیده

ماه شعبان، ماه آمادگی روح برای ورود به ضیافت رمضان و ماه تبلور عمیق‌ترین معارف سلوکی اهل‌بیت (علیهم‌السلام) است. تولد سه چهرهٔ محوری کربلا در روزهای آغازین این ماه، یعنی امام حسین، امام سجاد و حضرت ابوالفضل (علیهم السلام) فرصتی کم‌نظیر برای بازخوانی یک اصل بنیادین عرفانی فراهم می‌آورد: « رضا و تسلیم، محصول مستقیم شهود عرفانی‌ نه نتیجهٔ صبر اخلاقی یا انفعال رفتاری».

این مقاله با تکیه بر مناجات شعبانیه به‌عنوان متن مادرِ عرفان اهل‌بیتی، نشان می‌دهد که چگونه این سه شخصیت، هر یک به‌نحوی متمایز اما هم‌ راستا، رضا و تسلیم را از سطح «تحمّل مصیبت» به مرتبهٔ «همراهی آگاهانه با ارادهٔ الهی» ارتقا دادند و بدین‌سان، عاشورا را از تراژدی به حماسهٔ معرفتی تبدیل کردند.

مقدمه: ماه شعبان؛ آستانهٔ شهود و رضا

در تقویم عبادی شیعه، ماه شعبان صرفاً مقدمه‌ای زمانی برای رمضان نیست، بلکه مرحلهٔ آمادگی معرفتی برای ورود به ساحت ضیافت الهی است. اگر رمضان، ماه نزول قرآن و تکلیف است، شعبان ماه تلطیف قلب، تصفیه نیّت و تمرین شهود است.

در همین ماه، تولد سه چهره‌ای رقم خورده است که هر یک ستونِ یکی از اضلاع حماسهٔ عاشورا هستند: امامِ قیام، امامِ بقا، و علمدارِ وفا. این هم‌زمانی تصادفی نیست؛ زیرا حقیقت عاشورا، پیش از آن‌که در کربلا تجلّی یابد، در باطن این نفوس قدسی شکل گرفته بود، باطنی که زبان آن، زبان مناجات شعبانیه است.

این مقاله بر آن است تا نشان دهد که چرا و چگونه رضا و تسلیم در عاشورا، بدون شهود عرفانی قابل فهم نیست و چگونه تولدهای شعبانی، تجسّم سه صورت از این شهودند.

۱. رضا و تسلیم در منطق عرفان شیعی

در اخلاق رایج، رضا غالباً به‌معنای «قناعت به وضع موجود» یا «تحمّل ناخواستهٔ تقدیر» فهم می‌شود. اما در عرفان شیعی، رضا مقام است، نه حالت؛ نتیجهٔ دیدنِ حکمت الهی است، نه بستن چشم بر رنج.

در این منطق؛ صبر می‌تواند بدون شهود باشد اما رضا بدون شهود ممکن نیست و تسلیم انفعال نیست بلکه همراهی فعّال با ارادهٔ محبوب است.

عارف، وقتی خدا را «حاضرِ ناظرِ حکیم» می‌بیند، تقدیر برایش مسئله‌ای حل‌شده است. چنین کسی نه به‌سبب ضعف، بلکه به‌دلیل شدتِ حضور، معترض نیست.

۲. مناجات شعبانیه؛ متن مادرِ شهود و رضا

مناجات شعبانیه، که از حضرت علی (علیه السلام) و امامان معصوم نقل شده، نقشهٔ راهِ این شهود است. زبان این مناجات، زبان کسی است که از عبادتِ معامله‌گرانه عبور کرده و به محبّتِ شهودی رسیده است.

به این فراز کلیدی از این مناجات دقّت کنید:

إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَيْكَ… وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ؛ معبود من! کمالِ گسستن از غیر به سوی خودت را به من ببخش… و دیدگانِ دل‌های ما را با فروغِ نگاه به سوی خودت، روشن ساز.

در این جا «کمال انقطاع»، یعنی دل بریدن کامل از وابستگی به غیرِ خدا واتصال به سرچشمه اصلی. یعنی انسان به مرحله‌ای برسد که قلبش به هیچ قدرت، ثروت یا شخص دیگری گره نخورده باشد.

و «روشن‌شدن چشم دل»، یعنی از خدا می‌خواهیم که چشم دل ما را با “نورِ نگاه به خودش” روشن کند.

در شرح این فراز از دعا چنین گفته شد: «که هنگامی که به خدا توجه می شود این توجه، نوری تولید می‌کند که باعث بیناییِ بیشتر دل می‌شود. در واقع، هرچه انسان بیشتر به صفات الهی (مثل رحمت، قدرت وعلم او) فکر کند، بصیرت او در زندگی روزمرّه بیشتر می‌شود و حق را از باطل راحت‌تر تشخیص می‌دهد.» این یعنی آغاز شهود؛ و نتیجهٔ طبیعی این مسیر، رضا به آن چیزی است که از جانب محبوب می‌آید.

۳. امام حسین علیه‌السلام؛ رضا به‌مثابه انتخاب عاشقانه

تولد امام حسین (علیه السلام) در سوم شعبان، تولد انسانی است که رضا و تسلیم در او از یک حالت انفعالی به اوج یک انتخاب آگاهانه می‌رسد. آنچه عاشورا را از تمامی تراژدی های تاریخ متمایز می کند، نه صرفِ مظلومیت، بلکه آگاهی پیشینی و انتخاب شهادت با علم و شهود است، شهودی که «مرگ» را نه یک پایان، بلکه یک «مقام» می‌بیند.

در کربلا، امام نه‌تنها به تقدیر معترض نیست، بلکه آن را می‌پذیرد چون باطن آن را می‌بیند جمله‌ی مشهور «رضاً بقضائک، تسلیماً لأمرک، لامعبود سواک» که در واپسین لحظات حیات بر زبان ایشان جاری شد، یک شعار برای تسکین آلام نیست؛ بلکه گزارشِ یک مشاهده درونی است.

امام حسین (علیه السلام)، مرگ را از آن رو زیبا می‌بیند که آن را لقاءالله می‌بیند؛ و این، دقیقاً همان افقی است که مناجات شعبانیه ترسیم می‌کند: دیدن خدا پیش از دیدن رنج.

او نشان داد که اگر «ابصار القلوب» (دیدگانِ دل) با نورِ نگاه الهی روشن شود، حتی گودال قتلگاه نیز می‌تواند محرابِ وصال باشد. او نیامد که فقط کشته شود؛ او آمد تا نشان دهد که می‌توان در اوجِ بلا، «آزاد» و «راضی» بود.

۴. امام سجاد (علیه‌السلام)؛ تسلیمِ آگاهانه در بقای رسالت

اگر امام حسین (علیه السلام)، امامِ بذلِ جان است، امام سجاد (علیه السلام) امامِ حفظ معنا در دل ویرانی است. منطق اقدامات او بعد از عاشورا، یادآور این حقیقت است که رضا همیشه در شورِ پیکار و اقدام بیرونی ظاهر نمی‌شود؛ گاه به‌شکل ایستادگی صبورانه و خاموش در برابر تقدیر تجلّی می‌یابد.

امام زین العابدین (علیه السلام) شاهدِ عینیِ واقعه‌ای بود که عقلِ عادی را به انکار و اعتراض وامی‌داشت. امّا او با تکیه بر مقامِ رضا، «بلا» را به «کلمه» تبدیل کرد یعنی از خاکسترِ واقعه، آتشی برای هدایتِ نسل‌های آینده برافروخت.

اگر در کربلا، شمشیرها سخن گفتند، در دورانِ امام سجاد (علیه السلام)، «اشک‌ها» و «دعاها» رسالتِ تبیین را بر عهده گرفتند. ایشان در دعای ۳۵ صحیفه سجادیه (در مقام رضا) چنین می‌فرمایند:

فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ هَبْ لِی مِنَ الرِّضَا بِقَضَائِکَ… حَتَّى لَا أُحِبَّ تَعْجِیلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لَا تَأْخِیرَ مَا عَجَّلْتَ؛ پس بر محمد و آلش درود فرست و به من چنان مقام رضایی ببخش… که آنچه را تأخیر انداخته‌ای، شتابش را نخواهم و آنچه را شتاب داده‌ای، تأخیرش را نطلبم.

این یعنی هماهنگیِ کاملِ اراده‌ی انسان با اراده‌ی حق؛ همان نقطه‌ای که اضطراب را در دلِ طوفان می‌کُشد.

در منطق مناجات شعبانیه که بر «کمالِ انقطاع» تأکید دارد، انسان وقتی از همه‌ی تعلّقات برید و چشم دلش به نورِ الهی روشن شد، دیگر زنجیرها نمی‌توانند او را به بند بکشند. امام سجاد (علیه السلام) در کوفه و شام، تجسّمِ این «آزادیِ درونی» بود. خطبه‌های ایشان در اوجِ غربت، نشان داد که کسی که «ناظرِ به حق» است، از «منظرِ قدرت» سخن می‌گوید، نه از موضعِ یک شکست‌خورده. این همان «ضیاءِ نظر» است که رنجِ زنجیر را در فروغِ لقاءالله محو می‌کند.

۵. حضرت ابوالفضل علیه‌السلام؛ تسلیمِ ولایی و وفای شهودی

تولد حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) در چهارم شعبان، تولد چهره‌ای است که رضا و تسلیم را نه در مقام امامت، بلکه در ساحت تبعیّت محض و مقام ولایت‌پذیری مطلق متجلّی کرد. او نه امام بود و نه مأمور به حفظ نسل امامت؛ اما چنان در افق امام خویش محو شد که به تعبیر امام صادق (علیه السلام) به مقام «نفوذ بصیرت» دست یافت.

امام صادق (علیه السلام) در توصیف ایشان می‌فرمایند:

کانَ عَمُّنَا العَبّاسُ نافِذَ البَصیرَةِ صَلبَ الإیمانِ؛ عموی ما عباس، دارای بصیرتی نافذ و ایمانی استوار بود.

«بصیرتِ نافذ» یعنی چشمی که از پوسته عبور می‌کند و هسته حقیقت را می‌بیند. بصیرتِ عباس (علیه السلام) تنها یک درک سیاسی نبود؛ بلکه همان «ضیاءِ نظر» (نورِ نگاه) بود که در مناجات شعبانیه طلب می‌کنیم. او در چهره‌ی حسین (علیه السلام)، نه فقط برادر و امام، بلکه «وجه‌الله» را می‌دید و همین شهود، او را از هر تردیدی مصون می‌داشت.

اوج تجلّیِ «کمالِ انقطاع» در کنار شریعه‌ی فرات رقم خورد. آنجا که عطش، مشروع‌ترین نیاز یک انسان است، اما «شهودِ ولاییِ» او، لرزشِ لبانِ امام را بر خنکای آب ترجیح می‌دهد. او از «خواستِ خویش» منقطع شد تا به «اراده‌ی ولیّ» متصل شود. این نه یک انتخابِ دشوار، بلکه نتیجه‌ی یک مشاهده بود. این رفتار، تجسّم عینی همان «انقطاع»ی است که در مناجات شعبانیه طلب می‌کند: بریدن از خواستِ نفس، حتی اگر مشروع باشد، به‌نفع خواستِ ولیّ خدا. او از همه چیز برید، از امان‌نامه‌ی دشمن، از تمنّای نفس و حتی از دستان خویش، تا نشان دهد که «بریدن از خلق بسوی خدا» از مسیر «بریدن از خلق بسوی ولی خدا» می‌گذرد. او به ما آموخت که برای رسیدن به «کمالِ انقطاع»، باید ابتدا «نافذالبصیره» شد و حقیقت را در آینه‌ی امام زمان دید.

۶. سه چهره، یک حقیقت؛ تطبیق سلوکی

اگر این سه شخصیت را در کنار هم بنشانیم، به یک هندسهٔ معرفتی می‌رسیم:

  • امام حسین (علیه السلام): رضا در مقام تصمیم‌گیری
  • امام سجاد (علیه السلام): تسلیم در مقام تداوم رسالت
  • حضرت عباس (علیه السلام): تسلیم در مقام اطاعت ولایی

هر سه، ثمرهٔ یک ریشه‌اند: شهود عرفانی. تفاوت‌ها، تفاوت نقش‌هاست، نه تفاوت مسیر.

۷. پیام شعبانی برای انسان امروز

جامعهٔ امروز، بیش از آن‌که از «کمبود تحلیل» رنج ببرد، از «فقدان معنا در رنج» آسیب می‌بیند. منطق شعبانی اهل‌بیت (علیهم السلام)به ما می‌آموزد که:

  • بلا بدون شهود، فرساینده و با شهود، سازنده است.
  • و رضا، نقطهٔ تبدیل رنج به رشد است.

شعبان، ماه تمرین این نگاه است؛ و تولدهای آن، دعوتی عملی برای زیستنِ عاشورایی پیش از رسیدنِ کربلاهای زندگی.

نتیجه‌گیری

این مقاله نشان داد که رضا و تسلیم، در سنّت اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، نه فضیلتی اخلاقی در حاشیهٔ زندگی، بلکه محصول مرکزی شهود عرفانی است. تولد امام حسین، امام سجاد و حضرت ابوالفضل (علیهم السلام) در آغاز ماه شعبان، تجسّم سه صورت از این حقیقت واحد است؛ حقیقتی که زبان آن، مناجات شعبانیه، و میدان تجلّی‌اش، عاشوراست.

شعبان، ماه تولد کسانی است که به ما آموختند: «اگر خدا دیده شود، تقدیر تحمّل نمی‌شود؛ انتخاب می‌شود»

به اشتراک بگذارید.

انتخاب سردبیر

اخبار از طریق ایمیل

عضویت در خبرنامه

ثبت ديدگاه